غزه - تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 11:29
صدای سوت و بعدی دیگر در کار نیست. آتش، انفجار، ویرانی و مرگ همه در لحظه و پی در پی در همه جا و در تمام مدت، شبانهروز. آجر روی آجر نباید بماند، سنگ روی سنگ و سر بر بدن. دستور قتل عام صادر گردیده است. همه به طرز فجیعی سلاخی خواهند شد و گورهای دسته جمعی جای خود را به کفنهای دسته جمعی خواهد داد. چند جنا...
- تاریخ: 1401/12/2 ساعت: 12:52
گلولهها توی ایکس ری انگار که آسمان سیاهی باشد و هزاران ستارهی نورانی که عینهو کهکشان؛ جاهایی فشردهتر و نزدیکتر بهم و اطراف هی کمتر تا کانون نور دیگری در نزدیکی آن و این مجموعه تمام گردن و کمر و پهلوها و تمام پشت بدن را پر کرده بود. دکتر گفت توی سرش هم هست اما برای آن عکس برداری دیگری هم لازم است که ...
نرم نرم ازچاک پیراهن تنش را بوسه داد/سوختم در آتش غیرت ز نیرنگ نسیم - تاریخ: 1399/1/22 ساعت: 18:56
این کوچک تر را رهی نام گذاشتیم. راوی و رهی. البته چند هفته ای مانده تا به دنیا آمدن و داشتن تاریخی برای تولد اما اسمش را پیشاپیش انتخاب کرده ایم. رهی. و صد البته با اقتباس از نام کوچک معیری شاعر؛ همان
_ آتشفشان وهم من، استراحت نمی کنه - تاریخ: 1398/12/9 ساعت: 13:16
مراسم در سکوت برگذار شد، نه مطلق، از قبل خودش گفته بود که صداهای اجتناب ناپذیر را نمی گویم، هجوها و حرف های عامدانه را می گویم که نباشد و همگان که گفته بود همین خودی ها باشند؛ خانواده، آن هم اعضای بال
ماهیت یک انحراف زرشکی - تاریخ: 1398/12/9 ساعت: 13:16
بگویم فرشته ای کم گفتم، بگویم ستاره ای، زمانه ای، چراغ های روشن این خانه ای، کم گفتم ... اصلا کلمات بار معنی تو را تاب ندارند. اصلا رابطه ی میان درک شهودی و تبدیل آن به واژه ها برای بیان حقیقی تو هنوز شکل نگرفته؛ تو ماهیت یک انحرافی، جهشی هستی در پروسه ی تکامل. چیزی شبیه تو ملیاردها سال در مقیاس زند...
وقتی به هر طرف که نگاه می کنی، حتی بهانه ای برای شادی پیدا نمی کنی - تاریخ: 1398/12/9 ساعت: 13:16
شرایط آب و هوایی نه تنها بر زنده ها بلکه بر مرده های در آستانه ی دفن هم تاثیر می گذارد. تصویر واضح است: باران از دیشب یک سر؛ سر باریدن گرفته، قبر تا نیمه پر از آب، خاک های کنده ی شده ی اطراف قبر شسته،
سکینه - تاریخ: 1398/12/9 ساعت: 13:16
به جنازه سنگ می زدند، تازه؛ چرا که همان ابتدا در اثر اصابت تکه های بیش از حد عرف بزرگتر کلوخ ها به سر جانش را داده بود و این ها به جنازه سنگ می زدند که نه تکان می خورد و نه آه می کشید و نه خونی برای فوران داشت تا تکبیرها بلند تر باشد.
راوی - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 6:30
بیا عرق بخور، علف بکش، نئشه کن. بیا لاس بزن، ببوس، نفس بکش، رعشه کن. بیا به روی دیوارها بشاش. به هر چه هست و هر چه نیست. بیا ببین که زندگی هیچ نیست. همش غم است. تو خنده کن. بدو. بپر. آه و آه و آه و تو
آب راهی برای ماندن نداشت. جاری بود... - تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 6:30
انبوه آدم های حلقه زده دور یک گودال و آسمانی که مجبورشان کرده هر یک چتری بالای سر گرفته باشند و از بالا که نگاه کنی چترها در میان قبرها. سیاه سیاه. شبیه تپه ای از مصیبت...خاک، گل شده. تا کف قبر پر از
می گفت شبیه ترین خودکشی به مرگ طبیعی حلق آویز است - تاریخ: 1396/9/9 ساعت: 22:55
از میان تمام روش ها حلق آویز شدن را انتخاب کرده بود. شاید به این دلیل که از لحظه ی سفت شدن طناب تا مرگ کامل مدتی شاید چند دقیقه طول می کشد که از این میان حدود پنجاه ثانیه ای هشیاری در حدی بالاست که اشراف کامل نسبت به اتفاق در حال انجام و زمان و مکان و هر آنچه که باید، داشته باشد. می گفت تمام لذت مرد...
هان! عزای جاودانه آیا از چه هنگام آغاز گشته است؟ - تاریخ: 1396/8/30 ساعت: 16:04
قربانی دستبند سبزی داشت. براق. سوال که کردم گفتند صحیح می فرمائید. تبرک کربلاست. بی بی جان وقتی دید دایی حریف زور زبان بسته نمی شود از دور گردنش باز کرد و داد بستند بیخ دست هاش و پاها را به طنابی پوسیده و یک چوبکی در میان قوزک ها که سکندری می خورد و
شبیه رودخانه ی مرگ - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 11:26
دره ی مرگ: دره ای که عبور، صعود، نزول و هر عملی که در حوالی آن انجام گیرد احتمال می رود اقدام کننده به اعماق آن سقوط کند اسباب بازی مرگ: هر چیزی که توسط انسان ساخته شده باشد و با آن بتوان از روی قصد لذت، خود یا دیگران را کشت سرسره ی مرگ: در شهربازی ه
در زندگی زخم هایی است - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 11:26
لاشه ی باد کرده ی دست و پا به آسمان افتاده ی چشم و لب و پوزه خورده شده ی سگی کنار جاده درست چند دقیقه بعد از شش توله ی گرسنه ی دوانان به دنبال پستان های مادری در حال عبور از همان جاده. مرگ و زندگی توامان. خشنودی از تصویری و تاثر از تصویری دیگر. شادی
يَقُولُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 11:26
واکنش طبیعی بدن به لحظه ی وقوع مرگ برای همه ی جانداران همیشه امتناع است که این موضوع را اگر بخواهیم با روابط ریاضی شبیه سازی کنیم باید به مفاهیمی از قبیل اینرسی رجوع نموده و سپس سرباز زدن از مرگ، مقاومت در برابر تغییر ماهیت، تغییر وضعیت و تمام جان کن
اقرب الیه من حبل الورید - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 11:26
مرگ در همین حوالی ماست. از قبل بوده از خیلی وقت ها پیش از ابتدای نیستی، اصلا اول مرگ بوده و بعد از مدت ها زندگی در معیت آن شکل گرفته. در دامان مرگ. در زهدان مرگ. مرگ مادر. مرگ پدر. مرگ والد. مرگی که زندگی را از خود می زاید، شیر می دهد و تاتی تاتی تا قبرستان همراهی می کند. مرگ در همین حوالی زندگی است...